راهنماي نصب فلش؛ جهت پخش آنلاين صوت منبرك

اسلایدر

نمازي آسان ، با فضيلت شگفت

(به بهانه يكشنبه  ذي القعده)

آيا مي خواهيم توبه اي مقبول داشته باشيم؟

 آيا مي خواهيم گناهانمان آمرزيده شود ؟

  آيا مي خواهيم طلبكاران ما در روز قيامت از ما راضى شوند ؟

  آيا مي خواهيم با ايمان بميريم ؟

 آيا مي خواهيم هنگام مرگ ،دينمان گرفته نشود ؟

 آيا مي خواهيم قبرمان گشاده و نورانى گردد ؟

 آيا مي خواهيم والدينمان از ما راضى گردند ؟

 آيا مي خواهيم مغفرت شامل حال والدين ما گردد؟

 آيا مي خواهيم ذريه و نسل ما آمرزيده گردند ؟

  آيا مي خواهيم توسعه رزق پيدا كنيم ؟

  آيا مي خواهيم ملك الموت با ما در وقت مردن مدارا كند و به آسانى جان ما بيرون آيد؟

تمام اينها از فضايل نماز يكشنبه ي ذي القعده است

و كيفيت آن چنان است كه در روز يكشنبه غسل كند و وضو بگيرد و چهار ركعت نماز گزارد ( 2 نماز دو ركعتي)در هر ركعت حمد يك مرتبه و قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ سه مرتبه و معوذتين (سوره ي ناس و فلق )يك مرتبه و بعد از اتمام چهار ركعت هفتاد مرتبه استغفار كند و بعد يك مرتبه بگويد  لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلا بِاللَّهِ الْعَلِيِّ الْعَظِيمِ  و بعد از آن بگويد يَا عَزِيزُ يَا غَفَّارُ اغْفِرْ لِي ذُنُوبِي وَ ذُنُوبَ جَمِيعِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ فَإِنَّهُ لا يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلا أَنْتَ

منبع : مفاتيح الجنان ،اعمال ماه ذي القعده

 

 


برچسبك: نماز يكشنبه ذي القعده, ذي قعده, ‌اعمال ماه ذي القعده, بهترين اعمال مستحبي, طريقه خواندن نماز يكشنبه ذي قعده


 

با استعانت از حجه بن الحسن اين منبرک روز شنبه هشتم شهریور 1393 در مسجد گفته شدبا موضوع منبرکهای روايي | لينک ثابت


شفاعت حضرت معصومه سلام الله عليها

(به بهانه ميلاد حضرت معصومه سلام الله عليها)

حضرت معصومه

 عَنِ الصَّادِقِ عليه السلام أَنَّهُ قَالَ:

... أَلَا إِنَّ لِلْجَنَّةِ ثَمَانِيَةَ أَبْوَابٍ ثَلَاثَةٌ مِنْهَا إِلَى قُمَّ تُقْبَضُ فِيهَا امْرَأَةٌ مِنْ وُلْدِي اسْمُهَا فَاطِمَةُ بِنْتُ مُوسَى وَ تُدْخَلُ بِشَفَاعَتِهَا شِيعَتِي الْجَنَّةَ بِأَجْمَعِهِم‏  [بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار؛جلد‏57 صفحه 228 ]

از امام صادق عليه السّلام روايت شده كه:

 همانا بهشت را 8 در است كه 3 آنها به سوى قم است، در آن زنى از فرزندانم بنام فاطمه درگذرد و بشفاعت او همه شيعيانم به بهشت خواهند رفت

داستانك1:

مرحوم محدث قمی(صاحب مفاتيح)  فرمودند: درعالم رؤیا مرحوم میرزای قمی اعلی الله مقام الشریف را دیدم و از ایشان سؤال کردم که: آیا اهل قم ر ا حضرت معصومه سلام الله علیها شفاعت خواهد کرد؟

میرزای چون این سخن را شنید نگاه تندی به من کرد و فرمود: چه گفتی؟  من سؤالم را تکرار کردم. باز با تندی به من فرمود:  یا شیخ تو چرا چنین سؤالی می کنی؟  شفاعت اهل قم با من است، حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها تمام شیعیان جهان را شفاعت خواهد کرد.

[به نقل از مردان علم در میدان عمل، جلد3،صفحه 36 ]

داستانك 2:

حضرت آیه الله مرعشی نجفی به طلاب می فرمودند:علت آمدن من به قم این بود که پدرم (که از زهاد و عباد معروف بود) چهل شب در حرم حضرت علی (عليه السلام) بیتوته نمود که آن حضرت را ببیند، شبی در حالت مکاشفه حضرت را دیده بود که به ایشان می فرمایند: سید محمود چه می خواهی؟

عرض می کند: می خواهم بدانم قبر حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها)  کجا است؛ تا آن را زیارت کنم؟

 حضرت فرمود : من که نمی توانم (بر خلاف وصیت آن حضرت) قبر او را معلوم کنم.  عرض کرد: پس من هنگام زیارت چه کنم؟ حضرت فرمود: خدا جلال و جبروت حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها) را به فاطمه معصومه (سلام الله عليها)  عنایت فرموده است، پس هر کس بخواهد حضرت زهرا (سلام الله عليها)  را درک کند به زیارت فاطمه معصومه (سلام الله عليها)  برود.

آیه الله مرعشی می فرمودند: پدرم مرا سفارش می کرد که من قادر به زیارت ایشان نیستم اما تو به زیارت آن حضرت برو. لذا من به خاطر همین سفارش، برای زیارت فاطمه معصومه (سلام الله عليها)  و ثامن الائمه (عليه السلام)  آمدم و به اصرار موسس حوزه علمیه قم (آیه الله حائری) در قم ماندگار شدم.

آیه الله مرعشی در آن زمان می فرمودند: شصت سال است که من اول زائر حضرتم. [فروغي از كوثر صفحه 55]

 

 فايل به صورت مرتب جهت نصب در تابلوي اعلانات

كليپ صوتي

 

 


برچسبك: حضرت معصومه, روز دختر, ارزش دختر در اسلام, قم در روايات, داستان قم


 

با استعانت از حجه بن الحسن اين منبرک روز پنجشنبه ششم شهریور 1393 در مسجد گفته شدبا موضوع منبرکهای روايي | لينک ثابت


چرا امام بين پسر و دختر فرق گذاشت؟

(به بهانه ميلاد حضرت معصومه سلام الله عليها و روز دختر)

روز دختر

پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله:

بوي فرزند ، از بوي بهشت است و دختران را جز مومن ،كسي دوست ندارد

 امام صادق عليه السلام:

پسرها نعمت اند و دخترها نيكي . خداوند ،از نعمتها سوال و به نيكي ها پاداش مي دهد.

 و چقدر شايسته است ؛ كساني كه دختر دارند ، در اين روز براي دختران خود هديه اي تهيه كنند

ابن عباس از رسول اكرم نقل كرده است كه فرموند:

 كسى به بازار رود و چيزي بخرد و براى خانواده خود بياورد، اجر او در پيشگاه الهى مانند كسى است كه به مستمندان كمك كرده باشد. و بايد پيش از پسران ، از دختران آغاز كند ؛ چرا كه  آن كس كه دختر بچه خود را مسرور نمايد اجر آزاد كردن بنده‏اى از فرزندان اسماعيل دارد ...

[منبع تمام روايات كتاب حكمت نامه كودك؛آيه الله ري شهري ؛ صفحه 31 و 33]

اهميت دختر تا به آنجاست كه حضرت امام خميني رحمه الله عليه   با وجود اينكه در رفتار خود هيچ گونه تبعيضي ميان فرزندان خود قائل نمي شد، ولي در ظاهر نسبت به دختران لطف بيشتري داشت.

داستانك:

حجه الاسلام رحيميان كه بيش از نيمي از عمر خود را در كنار امام گذرانده ، در كتاب " در سايه آفتاب" مي نويسد:

در زمستان سال 63 خداوند فرزند دخترى به اين جانب عطا فرمود... نوزاد را براى تشرف به خدمت حضرتشان آوردم . از پله هاى حياط بالا مى آمدم كه توجه حضرت امام به حقير جلب شد. با تبسم و نشاط كم سابقه اذن دخول دادند. قبل از آنكه سخنى بگويم ، فرمودند: بچه خودتان است ؟

عرض كردم ، بله ! بلافاصله دو دستشان را به علامت تحويل كودك جلو آوردند و همزمان پرسيدند:

دختر است يا پسر؟.

عرض كردم:دختر است .

او را در آغوش گرفتند و صورت به صورت او گذاشتند و پيشانى او را بوسيدند و در اين حال فرمودند:

دختر خيلى خوب است . دختر خيلى خوب است . دختر خيلى خوب است !.

و در گوشش دعا خواندند. سپس از اسم او سئوال فرمودند.

عرض كردم: آقا اسم برايش انتخاب نكرده ايم، گذاشته ايم حضرت عالي انتخاب بفرماييد.

و حضرت امام بدون تامل ، فرمودند:

فاطمه خيلى خوب است . فاطمه خيلى خوب است . فاطمه خيلى خوب است .

مناسب است براى روشن تر شدن برخورد حكيمانه حضرت امام در قضيه قبل ، داستان فرزندى بعدى را نيز ياد آور شوم .

روز پنجشنبه 17/11/64 يعنى حدود يك سال بعد او [فرزند پسرم]  را خدمت امام بردم . اين بار، برخورد به آن گونه نبود در حالى كه زانو زده بودم ، نوزاد را در دسترس معظم له قرار دادم و حضرت امام دست روى سرش كشيدند، به عرض رساندم :اين چهارمين فرزند ما است و مى خواهيم نامش را حضرت عالى انتخاب فرماييد و على نداريم .

حضرت امام در حالى كه متبسم شدند، فرمودند: از على بهتر چى ؟ على باشد.

سپس دست به صورت او كشيدند.

بدين گونه برخورد نسبت به مورد قبل ، كاملا متفاوت بود.   [در سايه آفتاب صفحه 148 - 149]

 

 

 فايل به صورت مرتب جهت نصب در تابلوي اعلانات

 

ورود به صفحه امام خميني


برچسبك: حضرت معصومه, روز دختر, ارزش دختر در اسلام, ارزش دختر در روايات, امام خميني


 

با استعانت از حجه بن الحسن اين منبرک روز چهارشنبه پنجم شهریور 1393 در مسجد گفته شدبا موضوع منبرکهای روايي | لينک ثابت


مراقب اين لوازم التحرير باشيد

با آغاز آخرين ماه از تابستان،بازار خريد لوازم التحرير داغ است و لازم است به چند نكته توجه شود.

تا به حال حساب كرده ايم تقريبا فرزندانمان در طول سال چند بار به تصاوير روي كيف و دفتر و مداد و لباس و ... نگاه ميكنند

اگر فقط روزي 10 بار، كيف خود را نگاه كنند (چه خودآگاه و چه ناخودآگاه) در طول سال تحصيلي بيش از 2000 بار مي شود

اگر فقط روزي 10 بار به دفتر خود را نگاه كنند؛ و 10 دفتر هم داشته باشند در طول سال تحصيلي بيش از 20.000 بار مي شود

فرزندان ما در مدرسه تقريبا 5 ساعت مداد به دست دارند ؛ و در منزل هم همين قدر ؛پس در طول سال حدود 2000 ساعت ، يا بهتر بگوييم 120.000 دقيقه تصاوير روي مداد را مرور مي كنند

حال خود حساب عروسك ، پتو ، لباس ، حوله ، تصوير رايانه و ... را داشته باشيد

تصاوير غربي الگوي مناسبي براي فرزندانمان نيستند . به عنوان مثال :

تصاوير باربي؛ اين عروسك نيمه عريان كه افسر تهاجم فرهنگي است تاثير مخربي بر ذهن كودكانمان دارد.

آيا مي دانيد ! محال است كسي تركيب بدن باربي را حتي با عمل زيبايي به دليل عدم تناسب بين اندازه پاها، بالاتنه ، گردن ، و صورتي كشيده داشته باشد

آيا مي دانيد ! بسياري از دختران جوان به دليل الگو قرار دادن باربي در اندام؛ دچار سوء تغذيه مي شوند

آيا مي دانيد ! پست ترين بازيگرانِ زن فيلمهاي ... ؛ الگوي خود را باربي مي دانند

آيا مي دانيد! هنگامي كه خطر كاهش جمعيت در  آمريكا جدي شد؛ آمريكا با عروسك باربيِ جنين در شكم ، جمعيت خود را متعادل كرد

آيا مي دانيد! اگر تعداد عروسكهاي باربي خريداري شده را كنار هم بگذاريم؛ هفت دور ، دور كره زمين مي چرخد

آيا مي دانيد ! فقط تعداد عروسكهاي باربي خريداري شده در ايتاليا ، از مجموع مردمش هم بيشتر است

آيا مي دانيد! پررنگ كردن غرايز جنسي در ذهن دختران، دوستي هاي نامشروع و دراز مدت ؛ موهاي افشان؛ لباسهاي دو تكه و نيمه عريان؛ آرايش غليظ ؛ خودنمايي هاي حريصانه؛ رقص هاي عمومي ؛ سكس و بي بند و باري ؛ شراب خواري و اعتياد از مصاديق اخلاق جنسي غرب است كه باربي عهده دارِ ترويج آنهاست

آيا مي دانيد! باربي باعث بلوغ زودرس دختران مي شود

آيا مي دانيد ! مهمترين سلاح آمريكا براي از بين بردن اقتصاد ژاپن ؛ ترويج باربي بين كودكان است

آيا مي دانيد ! جواناني كه در كودكي عروسك باربيِ مشروب خور داشته اند؛ معمولا معتاد به مشروبات الكلي اند

آيا مي دانيد ! آمريكا سالها قبل از هر جنگ و تجاوزي ؛ با تغييراتي روي باربي ؛ اذهان را به سمت خود هماهنگ مي كند

آيا مي دانيد! در طول جنگ عراق و آمريكا در سال 1990 ، عروسك باربي با پوشش يونيفورم نظامي آمريكايي به تهييج افكار عمومي پرداخت

آيا مي دانيد! باربي در ادامه جنگ رواني غرب ؛ عليه انديشه هاي اسلامي؛ وارد عرصه شد و مبارزه با فرهنگ شهادت طلبي را در دستور كار خود قرار داد. باربي انتحاري كه پس از فرياد الله اكبر با فشردن ضامنِ كمربند انفجاريش منفجر مي شدو بعد از آن صداي خنده ي مسخره آميزي  به گوش مي رسيد

و هزاران ندانستن ديگر  

حال اين تصاوير و عروسكهاي باربي دست كودكان ما چه مي كند

خوشبختانه چند سالي است كه برخي از تصاوير انقلابي ، وارد عرصه ي لوازم التحرير شده اند ؛ كه با حمايت از آنان آينده اي خوب انشاء الله در پيش است [ اينجا ] و [ اينجا ]

[ براي مطالعه بيشتر در مورد عروسك آمريكايي باربي به كتاب "باربي "اثر اكبر مظفري مراجعه نماييد]

 صوت آنلاين روز اول

  صوت آنلاين روز دوم

 فايل به صورت مرتب جهت نصب در تابلوي اعلانات

 دانلود صوت روز اول 

 

دانلود صوت روز دوم

 


برچسبك: لوازم التحرير, باربي, مضرات باربي, عروسك باربي, دفتر هاي باربي


 

با استعانت از حجه بن الحسن اين منبرک روز سه شنبه چهارم شهریور 1393 در مسجد گفته شدبا موضوع منبرکهای اخلاقی | لينک ثابت


رمز توفیقات مقام معظم رهبري چه بود؟

(به بهانه 27 شوال؛سالروز ارتحال آيت الله سيد جواد خامنه اي؛پدر مقام معظم رهبري)

مقام معظم رهبري در كنار پدر

رهبر معظم انقلاب در خاطره ای از مرحوم والد خویش بیان کرده‌اند:

 بنده اگر در زندگی خود در هر زمینهای توفیقاتی داشته‌ام، وقتی محاسبه میکنم، به نظرم میرسد که این توفیقات باید از یک کار نیکی که من به یکی از والدینم کرده‏ام، باشد.

مرحوم پدرم در سن پیری، ... به بیماری آب چشم، که چشم انسان نابینا می‌شود، دچار شد. بنده آن وقت در قم بودم ؛ من به مشهد آمدم ... در آن زمان مطلقاً نمیدید و باید دستشان را میگرفتیم و راه می بردیم؛ لذا برای من غصه درست شده بود اگر پدرم را رها می‌کردم و به قم می‌آمدم، ایشان مجبور بود گوشه ای در خانه بنشیند و قادر به مطالعه و معاشرت و هیچ کاری نبود و این برای من، خیلی سخت بود؛ ایشان با من هم یک انس به خصوصی داشت؛ با برادرهای دیگر این قدر انس نداشت با من دکتر میرفت و برایش آسان نبود که با دیگران به دکتر برود؛ بنده وقتی نزد ایشان بودم، برایشان کتاب می‌خواندم و با هم بحث علمی می‌کردیم، از این رو با من مأنوس بود، برادرهای دیگر این فرصت را نداشتند و یا نمیشد.

به هر حال، من احساس کردم که اگر ایشان را در مشهد تنها رها کنم و خودم برگردم و به قم بروم، ایشان به یک موجود معطل و از کار افتاده تبدیل می‌شود، و این مسئله برای ایشان بسیار سخت بود؛ برای من هم خیلی ناگوار بود؛ از طرف دیگر، اگر می‌خواستم ایشان را همراهی کنم و از قم دست بردارم، این هم برای من غیر قابل تحمل بود؛ زیرا که با قم انس گرفته بودم و تصمیم گرفته بودم تا آخر عمر در قم بمانم و از قم خارج نشوم.

 اساتیدی که من از آن زمان داشتم – به خصوص بعضی از آنها – اصرار داشتند که من از قم نروم میگفتند اگر تو در قم بمانی، ممکن است که برای آینده مفید باشی خود من هم خیلی دلبسته بودم که در قم بمانم بر سر یک دو راهی گیر کرده بودم این مسئله در اوقاتی بود که ما برای معالجه ایشان به تهران آمده بودیم؛ روزهای سختی را من در حال تردید گذراندم.

یک روز خیلی ناراحت بودم و شدیداً در حال تردید و نگرانی و اضطراب به سر می‌بردم ، به سراغ یکی از دوستانم که در همین چهارراه حسن آباد تهران منزلی داشت، رفتم؛ مرد اهل معنا و آدم با معرفتی بود؛ به منزل ایشان رفتم و قضیه را گفتم؛ گفتم : من دنیا و آخرتم را در قم میبینم و اگر اهل دنیا باشم، دنیای من در قم است، اگر اهل آخرت هم باشم، آخرت من در قم است؛ دنیا و آخرت من در قم است؛ من باید از دنیا و آخرتم بگذرم که با پدرم بروم و در مشهد بمانم.

یک تأمل مختصری کرد و گفت: «شما بیا یک کاری بکن و برای خدا از قم دست بکش و برو در مشهد بمان؛ خدا دنیا و آخرت تو را می‌تواند از قم به مشهد منتقل کند.»

من یک تأملی کردم و دیدم عجب حرفی است، انسان میتواند با خدا معامله کند؛

تصمیم گرفتم، دلم باز شد و ناگهان از این رو به آن رو شدم؛ و با حال بشّاش و آسودگی به منزل آمدم. والدین من دیده بودند که من چند روزی است ناراحتم، تعجب کردند که من بشّاشم؛ گفتم: «بله من تصمیم گرفتم که به مشهد بیایم.» آنها هم اول باورشان نمیشد، از بس این تصمیم را امر بعیدی میدانستند که من از قم دست بکشم؛ به مشهد رفتم و خدای متعال توفیقات زیادی به ما داد. به هر حال، به دنبال کار و وظیفه خود رفتماگر بنده در زندگی توفیقی داشتم، اعتقادم این است که ناشی از همان برّی است که به پدر، بلکه به پدر و مادرم انجام دادهام؛ این قضیه را گفتم برای اینکه شما توجه بکنید که مسئله چقدر در پیشگاه پروردگار مهم است.

[جزوه درس اخلاق، انتشارات نمايندگي ولي فقيه در سپاه ـ چاپ خرداد، سال 1371 با اندكي تلخيص]

 

 فايل به صورت مرتب جهت نصب در تابلوي اعلانات

 


برچسبك: پدر مقام معظم رهبري, رمز توفيقات رهبري, چه عملي باعث رهبري رهبر شد, احسان به والدين, داستان احسان به والدين


 

با استعانت از حجه بن الحسن اين منبرک روز یکشنبه دوم شهریور 1393 در مسجد گفته شدبا موضوع منبرکهای اخلاقی | لينک ثابت


5 صفتِ نجات دهنده (5. شجاعت)

شجاعت

5. وَ الشَّجَاعَةَ (شجاعت )

پنجمين و آخرين صفتي كه آن كافر دارا بود و باعث نجاتش شد شجاعت است

به جرئت مي توان گفت كه مصداق بارز انسان شجاع در عصر ما امام خميني بود

به عنوان نمونه در سال 43 امام بعد از آزاديشان كه در مسجد اعظم سخنراني كردند فرمودند: والله من به عمرم نترسيدم، آن شبي هم كه آنها مرا مي بردند آنها مي ترسيدند و من آنها را دلداري مي دادم.

و در جايي ديگر به يكي از نزديكان خود مي فرمايند:

 «وقتي من را براي تبعيد مي‌بردند، در بياباني در مسير، ماشين به سمت جاده‌اي خاكي منحرف شد و من يقين حاصل كردم كه قصدشان كشتن من است. وقتي به دلم رجوع كردم، ديدم هيچ تكان نخورده است و هيچ دلهره‌اي ندارم»!

داستانك1:

 دكتر عارفي، پزشك مخصوص امام، مي‌گويد: «يك وقتي اطراف جماران مورد اصابت موشك قرار گرفت، به نحوي كه شيشه‌ها فرو ريخت و ما از ترس به زير ميز رفتيم وقتي به مانيتور نگاه كرديم، ديديم وضعيت قلب امام كمترين تغييري نكرده است»! [چندين خاطره از اين دست؛ در كتاب طبيب دلها، نوشته ي دكتر عارفي ، موجود است]

داستانك2:

روز 12 بهمن ،از يك طرف هواپيماي امام در آسمان و از طرف ديگر تانكهاي بختيار در فرودگاه و ميليونها انسان با اضطرابي عجيب چشم به راه ؛اما هنگامي  كه خبرنگاري در هواپيما كنار امام نشست و از ايشان پرسيد: «حضرت آيت‌الله، اكنون كه بعد از پانزده سال تبعيد به ايران برمي‌گرديد، چه احساسي داريد؟!» و امام بي هيچ درنگي و با تقديم لبخندي نمكين فرمودند: هيچ

بعد از 15 سال تبعيدي تلخ و در شرايطي كه هنوز كشور در دست دشمن بود و همه قواي نظامي و انتظامي تحت فرمان بختيار بود و هر احتمالي در مورد جان امام وجود داشت اين پيرمرد در پاسخ اين سؤال كه چه احساسي داري؟ مي‌گويد هيچ! اهل معني بايد سال‌ها در تحليل اين «هيچ» بگويند و بنويسند تا اندكي از «همه» عمق اين «هيچ» برملا شود.

جهت نياز به مطالعه هر 5 مورد ؛ اينجا را كليك نماييد

توجه : كليپ صوتي (نماهنگ)؛ هر 5 مورد را در خود ، جاي داده است. پس اگر نماهنگ يكي از اين موارد را انتخاب نماييد ؛ 4 مورد ديگر را شامل مي شود

 

 فايل به صورت مرتب جهت نصب در تابلوي اعلانات

كليپ صوتي

 

ورود به صفحه امام خميني


برچسبك: 5 صفتي كه خدا و رسول دوستش دارند, روايات عددي, داستان شجاعت, شجاعت امام خميني, امام خميني


 

با استعانت از حجه بن الحسن اين منبرک روز چهارشنبه بیست و نهم مرداد 1393 در مسجد گفته شدبا موضوع منبرکهای روايي | لينک ثابت


5 صفتِ نجات دهنده (4. راستگويي)

دروغگويي

4. وَ صِدْقَ اللِّسَانِ (راستگويي)

راستگويي ، چهارمين صفت مورد رضاي خدا و رسول است

داستانك :

در احوالات مرحوم شیخ عباس قمی (رحمه ا... علیه) صاحب كتابهاي مهمي از جمله مفاتيح الجنان و منتهي الآمال و ... آمده است:

در ایام بیماری که موجب رحلت ایشان گردید یکی از علمای تهران برای عیادت به حضورش رسید ؛ حاج شیخ عباس آن روز بسیار ناراحت و متفکر بود ؛ آن عالم بزرگ می پرسد ؛ چرا ناراحتید ؟

شیخ پاسخ می دهد: در سفری که به حج رفتم در مکه معظمه خواستم به روش محدثین که از یکدیگر اجازه می گیرند از یکی از محدثین عامه اهل سنت اجازه حدیث بگیرم ، وقتی این منظور را با وی در میان نهادم عالم سنّی مطلبی گفت و من روی مصالحی آن را انکار کردم ، اکنون در این فکرم که فردای قیامت چگونه این دروغ را در محضر عدل الهی توجیه کنم .

[حاج شيخ عباس قمي ، مرد تقوا و فضيلت صفحه 65]

 جهت نياز به مطالعه هر 5 مورد ؛ اينجا را كليك نماييد

توجه : كليپ صوتي (نماهنگ)؛ هر 5 مورد را در خود ، جاي داده است. پس اگر نماهنگ يكي از اين موارد را انتخاب نماييد ؛ 4 مورد ديگر را شامل مي شود

 

 فايل به صورت مرتب جهت نصب در تابلوي اعلانات

كليپ صوتي

 

 


برچسبك: 5 صفتي كه خدا و رسول دوستش دارند, روايات عددي, داستان راستگويي, دروغ گويي, داستان دروغ گويي


 

با استعانت از حجه بن الحسن اين منبرک روز سه شنبه بیست و هشتم مرداد 1393 در مسجد گفته شدبا موضوع منبرکهای روايي | لينک ثابت


5 صفتِ نجات دهنده (3. خوش اخلاقي)

خوش اخلاقي

3. وَ حُسْنَ الْخُلُقِ (خوش اخلاقي)

اما سومين صفت ، كه مورد علاقه خداوند و پيامبر است؛ خوش اخلاقي است

يكي از مهمترين مظاهر خوش اخلاقي ، اخلاق خوب در منزل است . و خدا نكند شخصي در خانه اش بد اخلاق باشد . خدا نكند...

داستانك:

آیت الله مظاهری،در كتاب ارزشمند «تربيت فرزند ، از ديدگاه اسلام» به نقل از یکی از بزرگان، مي آورند:

فردی را می شناختم که آدم خیلی خوبی بود. در خواب دیدم روز قیامت شده و او به شکل سگ درآمده است. به او گفتم تو که آدمی خوب، با ایمان و با تقوا بودی، چرا سگ شده ای؟

گفت: وای از بداخلاقی در خانه! وای از بداخلاقی در خانه! وای از بداخلاقی در خانه!

بعد به من گفت : بيا برويم قبرم را نگاه كن

جلو رفتم و ديدن ته قبرش سوراخ است

گفت:وقتي مرا داخل قبر گذاشتند ، قبر چنان مرا فشار داد كه تمام روغن من گرفته شد و رفت در اين سوراخ. اگر سوراخ تنگ نبود ، روغنها را نشانت مي دادم

[ كتاب تربيت فرزند از نظر اسلام صفحه 101 [با اندكي تلخيص]]

جهت نياز به مطالعه هر 5 مورد ؛ اينجا را كليك نماييد

توجه : كليپ صوتي (نماهنگ)؛ هر 5 مورد را در خود ، جاي داده است. پس اگر نماهنگ يكي از اين موارد را انتخاب نماييد ؛ 4 مورد ديگر را شامل مي شود

 

 فايل به صورت مرتب جهت نصب در تابلوي اعلانات

كليپ صوتي

 

 


برچسبك: 5 صفتي كه خدا و رسول دوستش دارند, روايات عددي, داستان خوش اخلاقي, بد اخلاقي, داستان بد اخلاقي


 

با استعانت از حجه بن الحسن اين منبرک روز دوشنبه بیست و هفتم مرداد 1393 در مسجد گفته شدبا موضوع منبرکهای روايي | لينک ثابت


5 صفتِ نجات دهنده (2. سخاوت)

خسيس

2. وَ السَّخَاءَ  (سخاوت)

دومين صفتي كه خدا و رسولش دوست دارند سخاوت است

داستانك1:

يحيى بن زكريّا (عليه السلام) ابليس را به صورت اصلى وى ديد

 به او گفت: اى ابليس به من خبر بده محبوبترين و مبغوض‏ترين مردم در نظرت كيست؟

گفت: محبوبترين مردم در نزد من مؤمن بخيل است و مبغوض‏ترين مردم در نزد من فاسق بخشنده است.

يحيى از شيطان پرسيد چرا؟

گفت: براى اين كه بخل بخيل براى من كافى است ولى مى‏ترسم كه خدا به فاسق بخشنده بر اثر بخشندگى‏اش توجّه كند و او را ببخشايد،

آنگاه روى برگرداند در حالى كه مى‏گفت: اگر تو يحيى نبودى به تو خبر نمى‏دادم.

[راه روشن: ترجمه کتاب المحجه البيضاء في تهذيب الاحياء جلد 6 صفحه 104 ]

داستانك2:

امام صادق عليه السّلام فرمود:

 وقتي بنيامين فرزند حضرت يعقوب (ع) از او دور شد، يعقوب عرض كرد: خدايا آيا به من رحم نمي كني؟ بينائي چشمم را گرفتي و دو پسرم را هم از من دور كردي!

خداوند وحي فرستاد كه: اگر دو فرزندت را قبض روح هم كرده باشم آنها را زنده مي كنم تا آنها را به تو برسانم ولكن آيا به ياد داري كه گوسفندي سر بريدي و غذائي پختي و خوردي و فلان همسايه ات روزه بود و چيزي از آن غذا به او ندادي؟!

[اصول كافى-ترجمه كمره‏اى، جلد ‏6، صفحه : 577]

 جهت نياز به مطالعه هر 5 مورد ؛ اينجا را كليك نماييد

توجه : كليپ صوتي (نماهنگ)؛ هر 5 مورد را در خود ، جاي داده است. پس اگر نماهنگ يكي از اين موارد را انتخاب نماييد ؛ 4 مورد ديگر را شامل مي شود

 

 فايل به صورت مرتب جهت نصب در تابلوي اعلانات

كليپ صوتي

 

 


برچسبك: 5 صفتي كه خدا و رسول دوستش دارند, روايات عددي, روايت سخاوت, سخاوت, داستان انفاق


 

با استعانت از حجه بن الحسن اين منبرک روز یکشنبه بیست و ششم مرداد 1393 در مسجد گفته شدبا موضوع منبرکهای روايي | لينک ثابت


5 صفتِ نجات دهنده (1. غيرت)

 غيرت

عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عليه السلام قَالَ أُتِيَ النَّبِيُّ صلي الله عليه وآله بِأُسَارَى فَأَمَرَ بِقَتْلِهِمْ وَ خَلَّى رَجُلًا مِنْ بَيْنِهِمْ فَقَالَ الرَّجُلُ يَا نَبِيَّ اللَّهِ كَيْفَ أَطْلَقْتَ عَنِّي مِنْ بَيْنِهِمْ فَقَالَ أَخْبَرَنِي جَبْرَئِيلُ عَنِ اللَّهِ جَلَّ جَلَالُهُ أَنَّ فِيكَ خَمْسَ خِصَالٍ يُحِبُّهَا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ ؛

1. الْغَيْرَةَ الشَّدِيدَةَ عَلَى حَرَمِكَ ...

فَلَمَّا سَمِعَهَا الرَّجُلُ أَسْلَمَ وَ حَسُنَ إِسْلَامُهُ وَ قَاتَلَ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ ص قِتَالًا شَدِيداً حَتَّى اسْتُشْهِد

  امام باقر عليه السّلام فرمود: [چند كافر حربي] را نزد پيغمبر آوردند پيغمبر دستور فرموده آنان را بكشند ، اما شخصي از آنان را آزاد كرد

آن مرد عرض كرد اى پيغمبر خداى براى چه مرا از ميان اينان رها فرمودى فرمود: جبرئيل مرا از جانب خداوند خبر داد كه تو را پنج خصلت است كه خدا و رسولش آنها را دوست ميدارد

1. نسبت به خانواده ات سخت غيرتمندى ...

چون آن مرد اين سخن شنيد اسلام آورد و نيكو مسلمانى شد و در ركاب رسول خدا جنگ سختى نمود تا به درجه شهادت رسيد.   [الخصال، جلد 1 ، صفحه 282]

اولين صفت ؛ غيرت نسبت به خانواده است

كنار هر زن بي عفتي ؛ مرد بي غيرتي قرار دارد

داستانك:

« يحيي مازني» كه از علماي بزرگ و راويان حديث است ميگويد:

 مدتها در مدينه در همسايگي علي عليه السّلام در يك محله زندگي مي كردم. منزل من در كنار منزلي بود كه  زينب دختر علي عيلها السّلام در آنجا سكونت داشت. حتي يك دفعه هم، كسي حضرت زينب را نديد و صداي او را نشنيد. او هرگاه ميخواست به زيارت جدّ بزرگوارش برود، در دل شب ميرفت؛ در حالي كه پدرش علي عليه السّلام در پيش و برادرانش حسن و حسين عليهما  السلام در اطراف او بودند. وقتي هم به نزديك قبر شريف رسول الله صلّي الله عليه و اله و سلّم مي رسيدند، اميرالمؤمنين عليه السّلام شمعهاي روشن اطراف قبر را خاموش ميكرد. يك روز امام حسن عليه السّلام علت اين كار را سؤال كرد،

 حضرت فرمود: اخشي ان ينظر أحد الي شخص اختك زينب؛ از آن مي ترسم كه كسي در روشني خواهرت را ببيند   

[فاطمة الزهراء بهجة قلب المصطفى(ص)، الرحماني الهمداني ،صفحه :642]

جهت نياز به مطالعه هر 5 مورد ؛ اينجا را كليك نماييد

توجه : كليپ صوتي (نماهنگ)؛ هر 5 مورد را در خود ، جاي داده است. پس اگر نماهنگ يكي از اين موارد را انتخاب نماييد ؛ 4 مورد ديگر را شامل مي شود

 

 فايل به صورت مرتب جهت نصب در تابلوي اعلانات

كليپ صوتي

 

 


برچسبك: 5 صفتي كه خدا و رسول دوستش دارند, روايات عددي, روايت غيرت, ناموس, بي غيرت


 

با استعانت از حجه بن الحسن اين منبرک روز شنبه بیست و پنجم مرداد 1393 در مسجد گفته شدبا موضوع منبرکهای روايي | لينک ثابت


منبركهاي قديمي‌تر