اسلایدر

بدني كه در قبر سالم ماند

غسل جمعه

و ورد أن من يواظب على غسل الجمعة، لا يفنى جسده، كرامة من الله تعالى له.

 هر كس كه بر غسل جمعه مداومت داشته باشد ، بدنش درون قبر پوسيده نخواهد شد

 [الصحيح من سيره النبي الاعظم جلد 33 صفحه 89]

 داستانك :

 مجروح که شد ، به اسارت دشمن در آمد و همانجا به شهادت رسید. بعثي ها او را دفن کردند و شانزده سال بعد ، هنگام تبادل جنازه ی شهدا با اجساد عراقی ، جنازه محمد رضا شفیعی و دیگر شهدای دفن شده رو بیرون می‌آورند تا به گروه تفحص شهدا تحویل دهند. اما جنازه محمد رضا سالم مانده ، سالمِ سالم...

 صدام گفته بود این جنازه اینطور نباید تحویل ایرانی‌ها داده بشه. اونو سه ‌ماه زیر آفتاب سوزان گذاشتند ، اما تفاوتی نکرد. ، رو پیکرش آهک ‌و اسيد پاشیدند ولی باز هم بی‌تأثیر بود..

 مادرش و یکی از همرزم هاش که همیشه باهاش بود و کامل می شناختش می گفت می دونین برا چی جنازه ش سالم موند؟

 گفت راز سالم موندن جنازه ي شهيد محمد رضا شفيعي چند چیزه:

 ـ اهتمام جدی به نماز شب داشت

 ـ دائماً با وضو بود و مداومت بر غسل جمعه داشت

 ـ هیچوقت زیارت عاشورایش هم ترک نمی‌شد

 ـ هر وقت براي امام حسین(عليه السلام)گریه می‌کرد ، اشک‌هايش رو به بدنش می‌مالید

 مادرش هم میگفت: به امام زمان (عجل الله فرجه) ارادت خاصّی داشت و هر وقت به قم می‌اومد ، رفتن به جمکران را ترک نمی‌کرد   [نقل از کتاب قصه ستاره ها و ساکنان ملک اعظم/ جلد2/ صفحه 76 ]

 حالا پیکر پاک او در گلزار شهدای قم آرام گرفته، روی سنگ قبرش نوشته شده است: «شهید راه اسلام، پاسدار شهید محمدرضا شفیعی فرزند حسین که در سن 19 سالگی در تاریخ 4/10/1365 در خاک عراق در حین اسارت به درجه رفیع شهادت نایل و پس از 16 سال مفقودیت در تاریخ 14/5/1381 پیکر پاکش به خاک سپرده شد. قطعه 7 ردیف 14 شماره 1»

 

گفت و گو با مادر شهید محمد رضا شفیعی[اينجا]

 متن خبر [اينجا]

 روايت داستاني [اينجا]

 

 نكته: از آنجا كه چند روزي است ،  سايت پشتيبان فايلهاي صوتي ، در حال بروز رساني است ؛ ان شاء الله بعد از آماده سازي آن سايت؛ پخش آنلاين فايلهاي صوتي در دسترس قرار خواهد گرفت

 

 


برچسبك: غسل جمعه, سالم بودن جسم بعد از 16 سال, راز سالم ماندن اجساد, شهيد محمد رضا شفيعي, فوايد غسل جمعه


 

با استعانت از حجه بن الحسن اين منبرک روز پنجشنبه بیست و سوم مرداد 1393 در مسجد گفته شدبا موضوع منبرکهای روايي | لينک ثابت


ظاهر بيني "شيخ ارده شيره"

 

داستانك:

 حضرت آيت الله العظمى نجفى مرعشى مى فرمودند:

 در قم شيخى بود معروف به شيخ ارده شيره جهت معروف شدنش به اين نام آن بود كه او به ارده شيره بسيار علاقه داشت و حتى كتابى در وصف ارده شيره نوشته بود. آدم فقيرى بود خانه و منزلى نداشت . در حقيقت تارك دنيا بود.

   يك شب در زمستان در ميان مقبره ميرزاى قمى در قبرستان شيخان خوابيد صبح براى نماز بلند شد ديد برف زيادى آمده پشت در را گرفته ، شيخ هر كارى كرد در باز نشد، ماند در ميان مقبره از طرفى وسيله وضو حتى وسيله ى تيمم هم نبود چون مقبره باگچ و سيمان و ساير مصالح ساختمانى پوشيده شده بود نزديك طلوع آفتاب شد ديد نمازش قضا مى شود با همان حال بدون وضو و تيمم صحيح نماز را خواند

   بعد از نماز رو كرد به طرف آسمان و دستها را بلند نموده به شوخى به خداوند عرض ‍ كرد: خدايا! تا به حال تو به من هر چه دادى من چيزى نگفتم و قبول كردم گاهى نان و ارده شيره دادى شكر كردم ، گاهى هم نان دادى و اصلا خورش ‍ ندادى باز هم قبول كردم خدايا تو هم امروز اين يك نماز بى طهارت را از من قبول كن و مرا مواخذه مكن

 بعد از وفات شيخ يكى از دوستان صالحش او را در خواب ديد پرسيد: خداوند با تو چگونه رفتار كرد؟

 گفته بود: خدا مرا به واسطه ى همان يك نماز بخشيد  [نماز اول وقت ، رجايى خراسانى ، صفحه 190]

 

  نكته: از آنجا كه چند روزي است ،  سايت پشتيبان فايلهاي صوتي ، در حال بروز رساني است ؛ ان شاء الله بعد از آماده سازي آن سايت؛ پخش آنلاين فايلهاي صوتي در دسترس قرار خواهد گرفت

 

 


برچسبك: ظاهر بين, داستان ظاهر بيني, زود قضاوت نكنيم, قضاوت عجولانه, ظاهر بين نباشيم


 

با استعانت از حجه بن الحسن اين منبرک روز چهارشنبه بیست و دوم مرداد 1393 در مسجد گفته شدبا موضوع منبرکهای اخلاقی | لينک ثابت


ظاهر بيني " نماز بي آداب"

 

ظاهر بين

داستانك:

 دختر امام خمینی رحمة الله علیه درباره یكی از خاطرات زمان دستگیری و تبعيد ایشان می‌گوید:

 امام برای من تعریف كردند: توی راه من گفتم كه نماز نخوانده‌ام، یك جایی نگه دارید كه من وضو بگیرم.

 گفتند:«ما اجازه نداریم.» گفتم: شما كه مسلح هستید و من كه اسلحه ای ندارم. به علاوه شما همه با هم هستید و من یك نفرم، كاری كه نمی توانم بكنم. گفتند:« ما اجازه نداریم .»

 فهمیدم كه فایده‌ای ندارد و اینها نگه نمی‌دارند. گفتم: خوب، اقلاً نگه دارید تا من تیمم كنم. این را گوش كردند و ماشین را نگه داشتند، اما اجازه پیاده شدن به من ندادند. من همین طور كه توی ماشین نشسته بودم، از توی ماشین خم شدم و دست خود را به زمین زدم و تیمم كردم. نمازی كه خواندم، پشت به قبله بود. چرا كه از قم به تهران می‌رفتیم و قبله در جنوب بود.

  نماز با تیمم و پشت به قبله و ماشین در حال حركت! این طور نماز صبح خود را خواندم. 

 بعد امام مي فرمايند: شاید همین دو ركعت نماز من مورد رضای خدا واقع شود.[امام در سنگر نماز صفحه ۱۳]

 

 نكته: از آنجا كه چند روزي است ،  سايت پشتيبان فايلهاي صوتي ، در حال بروز رساني است ؛ ان شاء الله بعد از آماده سازي آن سايت؛ پخش آنلاين فايلهاي صوتي در دسترس قرار خواهد گرفت

 

ورود به صفحه امام خميني

 


برچسبك: ظاهر بين, داستان ظاهر بيني, زود قضاوت نكنيم, قضاوت عجولانه, ظاهر بين نباشيم


 

با استعانت از حجه بن الحسن اين منبرک روز دوشنبه بیستم مرداد 1393 در مسجد گفته شدبا موضوع منبرکهای اخلاقی | لينک ثابت


ظاهر بيني "مسخره كردن يك ساده دل"

ظاهر بين

يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا يَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ عَسى‏ أَنْ يَكُونُوا خَيْراً مِنْهُمْ

 اى كسانى كه ايمان آورده ‏ايد! نبايد گروهى از مردان شما گروه ديگر را مسخره كنند، شايد آنها از اينها بهتر باشند [سوره حجرات آيه 11]

 خداوند در اين آيه، پس از آنكه مسخره كردن را عملي ناپسند بيان مي فرمايد ، در ادامه اين نكته را گوشزد مي كند كه شايد آنكس كه مسخره اش مي كنيد از شما بهتر باشد مثلاً

شايد  كفش  پاره اي   داشته باشد ....... اما ممكن است از ما بهتر باشد.

شايد قيافه ي زشتي  داشته باشد ........ اما ممكن است از ما بهتر باشد.

شايد لباس كهنه تري داشته باشد ........ اما ممكن است از ما بهتر باشد.

شايد منزل  كوچكي   داشته باشد ........ اما ممكن است از ما بهتر باشد.

شايد قيافه ي مذهبي نداشته باشد ........ اما ممكن است از ما بهتر باشد.

و شايد...

و شايد...

وشايد...

...

داستانك:

 آيت الله شیخ مهدی امامی مازندرانی می فرمود

عده ای از مازندرانی ها برای زیارت به عتبات عالیات وارد شدند. شخص ساده ای دربین آنها بود که اگر چراغ سبز بارگاه حضرت علی (عليه السلام) را می دید وبه او ومی گفتند آن نور علی (عليه السلام)  است باورمی کرد .

بعداز زیارت و درحال برگشت ازحرم ، یکی از افرادکاروان از او پرسید آیا تو برات آزادی از جهنم را گرفتی؟

شخص ساده گفت نه ، مگر شما گرفتید؟

گفتند آری !آن شخص ساده به حرم برگشت که برات آزادی ازجهنم رابگیرد.

همراهان ودوستان هرچی به او گفتندکه ما شوخی کردیم ، او باور نکرد و با همان سادگی و صفای باطن به حرم حضرت امام علی (عليه السلام)  رفت و کنارضریح نشست وگفت: اینهامن را ساده پنداشته اند! مگرشما هم  من را ساده گرفته ای !؟ تا برات آزادی از آتش جهنم راندهید از اینجا نمی روم .

درهمین اثناء ، دستی مُنور به نورسبز از ضریح بیرون آمد و نوشته ای به دست  آن مرد ساده داد که بر روی آن نوشته بود ، اَنتَ بَریءُ مِنَ النّار" تو ازآتش دور هستی."[ جرعه ای ازاقیانوس ، صفحه 291]

 

 نكته: از آنجا كه چند روزي است ،  سايت پشتيبان فايلهاي صوتي ، در حال بروز رساني است ؛ ان شاء الله بعد از آماده سازي آن سايت؛ پخش آنلاين فايلهاي صوتي در دسترس قرار خواهد گرفت

 

 


برچسبك: ظاهر بين, داستان ظاهر بيني, زود قضاوت نكنيم, قضاوت عجولانه, ظاهر بين نباشيم


 

با استعانت از حجه بن الحسن اين منبرک روز یکشنبه نوزدهم مرداد 1393 در مسجد گفته شدبا موضوع منبرکهای قرآنی | لينک ثابت


تفرقه

كليپ صوتي ؛ با موضوع تفرقه ؛ كه بين نماز گفته شد

 

 كليپ صوتي


برچسبك: سيد صادق شيرازي, فرقه شيرازيها, وهابيت شيعه, افراط در شيعه, ياسر الحبيب


 

با استعانت از حجه بن الحسن اين منبرک روز پنجشنبه شانزدهم مرداد 1393 در مسجد گفته شدبا موضوع منبرکهای اعتقادي | لينک ثابت


انواع و اقسام حق الناس

الامام علي «عليه السلام»: جَعَلَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ حُقُوقَ عِبَادِهِ مُقَدِّمَةً لِحُقُوقه

امام على «عليه السلام»:

 خداى متعال، رعايت حقوق بندگانش را مقدمه‏ اى براى رعايت حقوق خودش قرار داد

منبع:الحياة ، جلد ‏1   صفحه  663

زماني كه به برخي از مردم گفته مي شود كارهايي كه مي كنيد ، حق الناس است ؛ مي گويند: مگر آدم كشته ايم، مگر از ديوار مردم بالا رفته ايم .

بايد از آنان پرسيد مگر حق الناس فقط اينهاست :

مگر سيگار كشيدن در جمع ، حق الناس نيست

مگر بي حجابي حق الناس نيست

مگر اسراف كردن ،حق الناس نيست

مگر آشغال ريختن در خيابان ، حق الناس نيست

مگر با موتور خلاف رفتن، حق الناس نيست

مگر گذشتن از چراغ قرمز ،حق الناس نيست

مگر پارك كردن در پياده رو ،حق الناس نيست

و هزاران هزار مگر ديگر  ...

داستانك:( خاطره اي از شهيد محمود كاوه)

با محمود ، كمك بابا پسته شكني مي كرديم.

 يادم هست محمود مدام يادآوري مي كرد: نكنه از اين پسته ها بخوري! اگه صاحبش راضي نباشه، جواب دادنش توي اون دنيا خيلي سخته.

اگر پسته اي از زير چكش در مي رفت و اين طرف و آن طرف مي افتاد، تا پيداش نمي كرد و نمي ريخت روي بقيه پسته ها، خاطرش جمع نمي شد.

موقع حساب كتاب كه مي شد، صاحب پسته ها پول كمتري به ما مي داد؛ محمود هم مثل من دل خوشي از او نداشت ولي هر بار، ازش رضايت مي گرفت و مي گفت: آقا راضي باشين اگه كم و زيادي شده.

[كتاب يادكاران، خاطرات شهيد محمود كاوه]

 نكته: از آنجا كه چند روزي است ، كه سايت پشتيبان فايلهاي صوتي ، در حال بروز رساني است ؛ ان شاء الله بعد از آماده سازي آن سايت فايلهاي صوتي در دسترس قرار خواهد گرفت

 فايل به صورت مرتب جهت نصب در تابلوي اعلانات

كليپ صوتي

 

 


برچسبك: حق الناس, حق الله, داستان حق الناس, روايت عجيب حق الناس, حقوق مردم


 

با استعانت از حجه بن الحسن اين منبرک روز چهارشنبه پانزدهم مرداد 1393 در مسجد گفته شدبا موضوع منبرکهای روايي | لينک ثابت


ماجرايي كه امام را به شدت ناراحت كرد

داستانك:

حجه الاسلام فردوسي پور مي گويد:

در رابطه با اجاره نشینى حضرت امام در جماران به قضیه اى اشاره مى كنم . موضوعى كه بیانگر تقید شدید امام به رعایت موازین و احكام شرعى به ویژه در مورد حقوق مردم و الگویى از یك مستاجر خوب و متشرع است .

با آنكه صاحبخانه امام از مقلدان و دلباختگان آن حضرت بود و سكونت امام را در خانه خود، بزرگترین افتخار زندگیش مى دانست ؛ لیكن حضرت امام مثل یك فرد عادى كه گویى هیچ گونه علقه اى بین مالك و مستاجر وجود ندارد، به احكام شرعى مربوط ملتزم بودند.

روزى براى تامین نور كافى و متناسب كه براى فیلمبردارى از برخى ملاقاتهاى رسمى یا برنامه هایى نظیر پیام نوروزى كه در اتاق كار حضرتشان انجام مى شد، مورد نیاز بود، سه نقطه از گچ سقف اتاق را هر یك به مساحت 5*5 سانتیمتر زیر تیر آهن تراشیده بودند.مى خواستند نور افكن ها را به آن نقاط جوش دهند.

هنگام كه صبح ، طبق معمول خدمت امام مشرف شدیم ، قبل از هر چیز، با لحنى خشن و تند و قیافه اى ناراحت و مضطرب فرمودند:

این چیست ؟ چرا این كار را كرده اند؟

به عرض رسید براى تامین نور فیلمبردارى است . بعد از لحظه اى تامل و سكوت تلخ ادامه دادند:

چرا بدون اجازه صاحبخانه این تصرفات را مى كنند؟

با این برخورد تند، جرات ادامه كار سلب شد واصل قضیه منتفى و جاى آن تعمیر شد.

هنگامى كه از خدمتشان مرخص شدیم ، جناب آقاى صانعى با توجه به اینكه دهها سال با حضرت امام بودند، به من گفت :

 - من در طول عمرم ، كمتر چنین ناراحتى و تكدر خاطرى را در امام دیده ام !

[ سرگذشتهاي ويژه از زندگي امام خميني ؛ جلد 2 ؛  صفحه 82]

امام در وصیتی به فرزندشان می نویسند:

پسرم! سعی کن که با حق الناس از این جهان رخت نبندی که کار، بسیار مشکل می شود. سر و کار انسان با خدای تعالی که ارحم الراحمین است، بسیار سهل تر است تا سر و کار با انسان ها.

  نكته: از آنجا كه چند روزي است ، كه سايت پشتيبان فايلهاي صوتي ، در حال بروز رساني است ؛ ان شاء الله بعد از آماده سازي آن سايت فايلهاي صوتي در دسترس قرار خواهد گرفت

  فايل به صورت مرتب جهت نصب در تابلوي اعلانات

 

ورود به صفحه امام خميني


برچسبك: حق الناس, حق الله, داستان حق الناس, روايت عجيب حق الناس, حقوق مردم


 

با استعانت از حجه بن الحسن اين منبرک روز دوشنبه سیزدهم مرداد 1393 در مسجد گفته شدبا موضوع منبرکهای اخلاقی | لينک ثابت


روايتي عجيب از حق الناس

روايتي منقول است:

در مقابل هر يك ششم از درهم نقره ؛ هفتصد نماز قبول شده مى گيرند و به صاحب حق مى دهند.[ پندهای جاویدان، صفحه 203؛ به نقل از كتاب الكلام يجر الكلام  صفحه 224 ]

يك ششم درهم ، باپول امروزه كمتر از 2 هزار تومان است

 داستانك:

 مرحوم حاج شیخ عباس قمی – صاحب مفاتیح الجنان – کتابی از کسی به عنوان عاریه گرفته بود. بعد از فوتش یکی از فرزندانش کتاب را به برادرش می دهد تا به صاحبش بدهد .

 شب در عالم خواب می بیند که حاج شیخ با عصبانیت به او می گوید: « کتاب عاریه مردم را چرا سالم به دستش ندادی و به جلد آن آسیب رساندی ؟»

 روز بعد برادرش می پرسد:« با آن امانت چه کرده ای که من دیشب چنین خوابی دیده ام ».

 برادرش می گوید :« هنگامی که آن را می بردم تا به صاحبش بدهم از دستم افتاد و گوشه جلد آن کمی خم شد». بعد می روند و کتاب را از صاحبش گرفته و صحافی می کنند و به او بر می گردانند. روز بعد درب منزل زده می شود و طلبه ای سؤال می کند :آیا منزل حاج شیخ عباس اینجا است ؟

 گفتند : آري

 طلبه مي گويد : شب گذشته من حاج شیخ را در خواب دیدم و ایشان فرمود که به شما بگویم که چون شما کتاب را صحافی کرده و به صاحبش دادید، عذاب قبر از من برداشته شد.

 منبع:داستانها و حکایتها،سیّد مهدی شمس الدین،صفحه 78

  نكته: از آنجا كه چند روزي است ، كه سايت پشتيبان فايلهاي صوتي ، در حال بروز رساني است ؛ ان شاء الله بعد از آماده سازي آن سايت فايلهاي صوتي در دسترس قرار خواهد گرفت

 فايل به صورت مرتب جهت نصب در تابلوي اعلانات

 كليپ صوتي

 


برچسبك: حق الناس, حق الله, داستان حق الناس, روايت عجيب حق الناس, حقوق مردم


 

با استعانت از حجه بن الحسن اين منبرک روز یکشنبه دوازدهم مرداد 1393 در مسجد گفته شدبا موضوع منبرکهای روايي | لينک ثابت


هر چه كني ، به خود كني

نجار پیری بود که می خواست بازنشسته شود. او به کار فرمایش گفت که می خواهد ساختن خانه را رها کند و از زندگی بی دغدغه در کنار همسر و خانواده اش لذت ببرد.

کار فرما از اینکه دید کارگر خوبش می خواهد کار را ترک کند، ناراحت شد. او از نجار  پیرخواست که به عنوان آخرین کار، تنها یک خانه دیگر بسازد. نجار پیر قبول کرد، اما کاملا مشخص بود که دلش به این کار راضی نیست. او برای ساختن این خانه، از مصالح بسیار نا مرغوبی استفاده کرد و با بی حوصلگی، به ساختن خانه ادامه داد.

وقتی کار به پایان رسید، کارفرما برای وارسی خانه آمد. او کلید خانه را به نجار داد و گفت: این خانه متعلق به توست. این هدیه ای است از طرف من برای تو.

نجار یکه خورد. مایه تاسف بود! اگر می دانست که خانه ای برای خودش می سازد. حتما کارش را به گونه ای دیگر انجام می داد.....

آري ، حال ماست در اين روزها ؛

إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ وَ إِنْ أَسَأْتُمْ فَلَها

اگر نيكى كنيد، به خودتان نيكى مى‏كنيد و اگر بدى كنيد باز هم به خود مى‏كنيد [ اسراء آيه 7 ]

 

  نكته: از آنجا كه چند روزي است ، كه سايت پشتيبان فايلهاي صوتي ، در حال بروز رساني است ؛ ان شاء الله بعد از آماده سازي آن سايت فايلهاي صوتي در دسترس قرار خواهد گرفت

 فايل به صورت مرتب جهت نصب در تابلوي اعلانات

 

 


برچسبك: خودم كردم كه, داستان زيبا, شاكردي كه براي خود خانه ساخت, عاقبت بيني, آينده نگري


 

با استعانت از حجه بن الحسن اين منبرک روز شنبه یازدهم مرداد 1393 در مسجد گفته شدبا موضوع منبرکهای قرآنی | لينک ثابت


چرا امروزه رویت هلال ماه اینقدر سخت شده ؟

(به بهانه نزديكي به عيد فطر)

سوال :

چرا در زمان قدیم رویت ماه اول رمضان و آخر آن ساده بود و این حرفها که امروزه درست شده است را نداشت ؟

پاسخ این پرسش را در کلامی از حضرت علی علیه السلام میابیم

حضرت  علي عليه السلام فرمود:

زماني بر مردم خواهد آمد كه چند گناه بزرگ و عمل زشت در بين آنها پديد مي آيد .

1- كارهاي زشت آشكار مي گردد و معمولي مي شود .

2- پرده هاي عفت و شرم پاره مي گردد .

3- زنا كاري و تجاوزهاي ناموسي علني مي شود .

4- مالهاي يتيمان را حلال مي شمارند و مي خورند .

5- رباخواري شيوع پيدا مي كند .

6- در كيل و وزنها ، كم و كاست مي كنند .

7- شراب را به اسم نبيذ حلال شمرده و مي خورند .

8- رشوه را به عنوان هديه و شيريني مي گيرند .

9- به نام امانت داري خيانت مي نمايند .

10-مردها خود را به شكل زنان و زنان خويش را به صورت مردها درمي آورند.

11- به احكام و دستورات نماز بي اعتنائي مي كنند .

12- حج خانه خدا را براي غير خدا (براي ريا و يا تجارت ( بجا مي آوردند .

سپس ادامه داد: كيفراين زشتي ها اين است كه خداوند آنها را از فيوضات خود محروم مي كند، تا جائي كه ماه (شوال) براي آنها مخفي مي شود به طوري كه گاهي دو شبه ديده مي شود (كه معلوم مي شود روز عيد فطر را به عنوان ماه رمضان روزه گرفته اند با اينكه روزه آن حرام بوده است) و زماني شب اول رمضان مخفي مي شود، كه دو روز آن را روزه نگرفته و به عنوان آخر ماه شعبان مي خورند و روزعيد فطر را به خيال آخر ماه رمضان روزه مي گيرند .

در اين وقت بايد ترسيد از اينكه خداوند به طور ناگهاني آنها را كيفر كند (مانند زلزله و طوفان و سيل ).

چرا كه به دنبال آن كارها، بلاها مردم را فرا مي گيرد، تا جائي كه كساني صبح سالم هستند ولي شب در دل خاك و قبر آرميده اند و گاهي شب سالمند و بامدادان جزء مردگان هستند.

وقتي چنين روزگاري پيش آمد، لازم است انسان هميشه وصيت كرده باشد كه مبادا بلائي بر او فرود آمده و بدون وصيت بميرد و واجب است نماز را در اول وقت آن بخواند چون ممكن است تا آخر وقت زنده نباشد.هر يك از شما آن زمان را درك كرد بدون وضو نخوابد و اگر برايش امكان دارد هميشه با وضو باشد چه ترس آن است كه مرگ ناگهاني برسد، لذا خوب است با وضو باشد كه روح با طهارت خدا را ملاقات نمايد. من شما را ترساندم اگر بترسيد و آگاه نمودم،اگر آگاه گرديد و شما را پند دادم چنانچه پند گيريد پس در پنهاني و آشكار، از خدا بترسيد و نبايد كسي از شما بميرد، مگر اينكه مسلمان باشد،زيرا هر كس به جزاسلام آئيني داشته باشد ازاو پذيرفته نيست و در آخرت زيان كاراست.

منبع :بحارالانوار؛  جلد 96 ؛ صفحه 303  ؛ باب 37  ؛ ما يثبت به الهلال و أن شهر رمضان ينقص أم لا و حكم صوم يوم الشك

جهت نیاز به متن عربی به ادامه منبرک رجوع فرمایید

 
 

 فايل به صورت مرتب جهت نصب در تابلوي اعلانات

 


برچسبك: مبناي اختلاف مراجع در رويت هلال, نظر مراجع پيرامون عيد فطر, چگونه اول ماه ثابت مي شود, چرا ماه ديده نمي شود, چرا فقط اختلاف در ماه رمضان است


ادامه منبرک

 

با استعانت از حجه بن الحسن اين منبرک روز دوشنبه ششم مرداد 1393 در مسجد گفته شدبا موضوع منبرکهای روايي | لينک ثابت


منبركهاي قديمي‌تر